تبليغاتX
جریان سیال ذهن
 

انگار امروز برف تو ثانیه ی آخر تصمیم گرفته بود که بارون شه!

پشت پنجره و میله های زنگ زده اش ایستادم و یه نخ سیگار کشیدم. طفلک بخاری کون خودش و

داره پاره می کنه تا هوای کوچه رو هم گرم کنه.

با این موسیقی بتهوونی که گذاشتم هر کی ندونه فک می کنه یه پیانیست جوون و لاغرو رنجور پشت

دیوارای چرک مال این خونه نشسته و خودش و داره با کاغذ پاره های نت هاش گرم می کنه.

  دریغ!

نمی دونه که من با تمامی وجود اون پشت نشستم

دستم رو به آلتم گرفتم

و خودم و دارم با داستانای عاشقانه ی روسی سرگرم می کنم.

+ ريده شده توسط من |

 

هیچی مهم تر از آب دادن به گلدون هایی نیست که هر روز تو خونه مثه خر منتظرتن!

اول شمع دونی

بعد حسن یوسف

یه روز در میون هم یاس

 

+ ريده شده توسط من |

 

 

شباهت من و سس مایونز تو اینه که هر دومون تاریخ مصرف مون شش ماه پس از تولیده

+ ريده شده توسط من |

 

وقتی از تخم مرغ دزدی به شتر دزدی افتادم فکر کردم شاه دزد شده ام

 

دست بالای دست بسیار بود

 

                                     کسی احساسم را دزدید

+ ريده شده توسط من |

 

 

عصر بخیر چهارشنبه ی غمگین من

 

+ ريده شده توسط من |


 

از مردان شما آدم کشان را 

واز زنان تان به روسپیان مایل ترم . 


من از خداوندی که درهای بهشت اش رابر شما خواهد گشود 


به لعنتی ابدی دلخوش ترم . 


همنشینی با پرهیزکاران و هم بستری با دختران دست نا خورده 


دربهشتی آنچنان ارزانی شما باد .


من "پرومته "ی نا مرادم


که کلاغان بی سرنوشت را


از جگر خسته سفره ای جاودان گسترده ام .


 

+ ريده شده توسط من |

 

 

کلبه ام خاموش شد

آتشم افسرد

غنچه های بوسه ام بر عکس او پژمرد

باد یاد عاشقان را برد

+ ريده شده توسط من |

 

 جوری رفت که انگار هرگز نیامده بود

+ ريده شده توسط من |

 

رقصم گرفته بود

 مثل درختکی در باد

آنجا کسی نبود غیر از من و خیال تنهایی...

رقصم گرفته بود

 ویرانه سر، دیوانه وار

تنها... تنها.... رقصیدم.

+ ريده شده توسط من |

 

 ای کاروان ....

+ ريده شده توسط من |